تبليغاتX
شب‌هـای پیشـــاور - مناظرات مرحوم سلطان‌الواعظین ره (1)
مناظرات مرحوم سلطان‌الواعظین ره (1) دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 20:31

 

شروع مناظره

 

سلطان الواعظین شیرازی

 

 با سلام خدمت شما دوستان عزیز...
چه در این قسمت و چه در قسمت‌های آتی پاسخ هایی که با کلمه " واعظ " شروع می شود مربوط به مرحوم سلطان الواعظین می باشد.

 

شروع مناظره

حافظ: اجازه بحث می فرمایید ؟

واعظ: به یک شرط ؛ لطفاً منطقی و بدون تعصّب و برای حل شبهات باشد .

حافظ: من هم یک شرط دارم ؛ در گفتگو تنها از دلایل قرآنی استفاده کنیم.

واعظ: این شرط عاقلانه و عالمانه نیست ؛ زیرا قرآن کتابی است مختصر و کلی که معانی آن احتیاج به  بیان کننده ای دارد و ما ناچاریم درباره کلیات مبهم آن به اخبار و احادیث معتبر ، مراجعه کنیم.

حافظ: قبول ، به شرطی که به احادیث و اخبار مورد اتّفاق مراجعه کنیم و عصبانی نشویم.

واعظ: قبول و در ضمن از اهل علم شایسته نیست که عصبانی شوند ، به خصوص بنده که از فرزندان پیامبرم و پیامبر صلی الله علیه وآله صاحب خلق عظیم بود...

 

 تاریخ‌چه سادات شیرازی در ایران

حافظ: ... چه‌طور شما ادعا می‌کنید از فرزندان پیامبر و علی علیهما السلام هستید در حالی‌که همه می دانند اصالت شما ایرانی است ؟

واعظ: در پایان قرن دوم هجری قمری ، امام رضا علیه السلام به ایران هجرت می‌کنند . برادرانشان به نام های « محمد » و « احمد » و « حسین » علیه‌السلام با بسیاری از خویشاوندان و دوستان به شوق دیدار برادر به طرف توس حرکت می‌کنند. در راه آن قدر از شیعیان و علاقمندان به آنان می پیوندند که نزدیک شیراز بالغ بر پانزده هزار نفر می‌گردند !

 حاکم شیراز که « قتلغ خان » نام داشت ، به امر مأمون – علیه اللعنه – راه را بر آنان بسته و آن‌ها را پراکنده می کند .

 سه برادر ، جدا جدا و ناشناس وارد شیراز شده و مخفی می‌شوند. بعد از یک‌سال احمد و حسین شناسایی شده و به شهادت می‌رسند ، امّا محمد به مرگ طبیعی رحلت می کند .

محمد فرزندی داشت به نام ابراهیم که به « مجاب » مشهور شد . ابراهیم مجاب برای زیارت قبر علی علیه‌السلام که آن سال‌ها به تازگی کشف شده بود ، عازم عراق می‌شود و در همان‌جا رحلت کرده و در کنار قبر امام حسین علیه‌السلام به خاک سپرده می‌شود.

  ابراهیم سه فرزند داشت به نام‌های ؛ احمد ، محمد و علی که بعد از پدر برای تبلیغ به ایران بر می‌گردند. احمد به قصر ابن هبیره و محمد به کرمان و علی به سیرجان می‌رود.

محمد نیز که به حائری معروف است ، سه فرزند به نام‌های؛ احمد ، محمد حسین و ابوعلی داشت.

محمد ‌حسین ( شیتی ) و احمد ( فخار) به کربلا باز‌گشتند اما ابوعلی از کرمان به شیراز رفت و مخفیانه زندگی می‌کرد تا این‌که بعد از رحلتش فرزند او که احمد نام داشت ، خود را به مردم معرفی کرد و شهرت یافت .

سادات عابدی مجابی فرزندان او هستند که تا زمان دیالمه و غازان‌خان والجایتو و در نهایت صفویه پخش شدند.

 ما هم از نسل این بزرگواریم و آن زمان « سید حسن » جدّ اعلای‌مان که از شیراز به تهران مهاجرت کرد ، در تهران زندگی می کنیم و نام سادات شیرازی ، عابدی و مجابی در تهران مشهوریم.

انشاالله ادامه دارد... 

تهیه شده به همت دیده‌بان  | |