شروع مناظره

با سلام خدمت شما دوستان عزیز...
چه در این قسمت و چه در قسمتهای آتی پاسخ هایی که با کلمه " واعظ " شروع می شود مربوط به مرحوم سلطان الواعظین می باشد.
شروع مناظره
حافظ: اجازه بحث می فرمایید ؟
واعظ: به یک شرط ؛ لطفاً منطقی و بدون تعصّب و برای حل شبهات باشد .
حافظ: من هم یک شرط دارم ؛ در گفتگو تنها از دلایل قرآنی استفاده کنیم.
واعظ: این شرط عاقلانه و عالمانه نیست ؛ زیرا قرآن کتابی است مختصر و کلی که معانی آن احتیاج به بیان کننده ای دارد و ما ناچاریم درباره کلیات مبهم آن به اخبار و احادیث معتبر ، مراجعه کنیم.
حافظ: قبول ، به شرطی که به احادیث و اخبار مورد اتّفاق مراجعه کنیم و عصبانی نشویم.
واعظ: قبول و در ضمن از اهل علم شایسته نیست که عصبانی شوند ، به خصوص بنده که از فرزندان پیامبرم و پیامبر صلی الله علیه وآله صاحب خلق عظیم بود...
تاریخچه سادات شیرازی در ایران
حافظ: ... چهطور شما ادعا میکنید از فرزندان پیامبر و علی علیهما السلام هستید در حالیکه همه می دانند اصالت شما ایرانی است ؟
واعظ: در پایان قرن دوم هجری قمری ، امام رضا علیه السلام به ایران هجرت میکنند . برادرانشان به نام های « محمد » و « احمد » و « حسین » علیهالسلام با بسیاری از خویشاوندان و دوستان به شوق دیدار برادر به طرف توس حرکت میکنند. در راه آن قدر از شیعیان و علاقمندان به آنان می پیوندند که نزدیک شیراز بالغ بر پانزده هزار نفر میگردند !
حاکم شیراز که « قتلغ خان » نام داشت ، به امر مأمون – علیه اللعنه – راه را بر آنان بسته و آنها را پراکنده می کند .
سه برادر ، جدا جدا و ناشناس وارد شیراز شده و مخفی میشوند. بعد از یکسال احمد و حسین شناسایی شده و به شهادت میرسند ، امّا محمد به مرگ طبیعی رحلت می کند .
محمد فرزندی داشت به نام ابراهیم که به « مجاب » مشهور شد . ابراهیم مجاب برای زیارت قبر علی علیهالسلام که آن سالها به تازگی کشف شده بود ، عازم عراق میشود و در همانجا رحلت کرده و در کنار قبر امام حسین علیهالسلام به خاک سپرده میشود.
ابراهیم سه فرزند داشت به نامهای ؛ احمد ، محمد و علی که بعد از پدر برای تبلیغ به ایران بر میگردند. احمد به قصر ابن هبیره و محمد به کرمان و علی به سیرجان میرود.
محمد نیز که به حائری معروف است ، سه فرزند به نامهای؛ احمد ، محمد حسین و ابوعلی داشت.
محمد حسین ( شیتی ) و احمد ( فخار) به کربلا بازگشتند اما ابوعلی از کرمان به شیراز رفت و مخفیانه زندگی میکرد تا اینکه بعد از رحلتش فرزند او که احمد نام داشت ، خود را به مردم معرفی کرد و شهرت یافت .
سادات عابدی مجابی فرزندان او هستند که تا زمان دیالمه و غازانخان والجایتو و در نهایت صفویه پخش شدند.
ما هم از نسل این بزرگواریم و آن زمان « سید حسن » جدّ اعلایمان که از شیراز به تهران مهاجرت کرد ، در تهران زندگی می کنیم و نام سادات شیرازی ، عابدی و مجابی در تهران مشهوریم.
انشاالله ادامه دارد...

